
خدای من !
اگر اطاعت امر تو نبود هرگز با کوره خاطره خویش بر ساحل دریای یاد تو گذر نمی کردم چرا که می دانم ظرف وجود من شایسته من است ، نه بایسته تو .
وکاسه دل من به اندازه ظرفیت خویش از بحر تو آب ذکر بر می دارد، ونه به وسعت بی کرانگی تو .
وکجا پای ناتوان مرا قدرت نیل به شناختگاه مقام مقدس توست ؟
خدایا!
همین که به اذن تو بر ذهن این ناپاک ، یاد پاکی مطلق می گذرد مرا بزرگترین نعمت توست وهمین که این آلوده را نام منزه تو بر زبان می رود مرا عظیم ترین لطف توست .
خدایا!
تو منزه تر از آنی که بر زبان ما تنزیه بگذری
و تسبیح تو برتر از آنست که تا اوج دلهای ما تنزل کند .
وتقدیس تو فراتر از آن که خود را به بالهای قلب ما بیالاید
نوشته شده توسط ساسان در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 10:15 موضوع | لینک ثابت

نمی خواهم خدایم بیکران باشد
نمیخواهم عظیم و قادرو رحمان
نمی خواهم که باشد این چنین آخر
خدا را لمس باید کرد
نگو کفراست
خدارا می توان در باوری جا دادکه در احساس و ایمان غوطه ور باشد
خدا را می توان بوئید
واین احساس شیرینی است
نگو کفر است که
کفر این است که مااز بیکران مهربانیها برای خود
خدایی لامکان وبی نشان سازیم
خدا را در زمین وآسمان جستن ندارد سودی ای آدم
تو باید عاشقی باشی و
گوش بسپاری به بانگ هستی وعالم
که در هر خانه ای آخرخدایی هست
نگو کفر است
نوشته شده توسط ساسان در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 10:13 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

وقتی که زندگی من چیزی نبود به جز تیک تیک ساعت دیواری،دریافتم که باید.....باید.....باید دیوانه وار دوست بدارم.گرچه هنوز کسی که لایق این دیوانگی باشد را نیافته ام.
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ
| set as your home page
|