گل کوچولوی بی قرار من

صبر کن،میخواهم باهات راهی بشم

اگه ناله میکنی،ناله کنم

یا اگه آه میکشی،آهی بکشم

اگه هم صدا میخوای،صدا بشم

اگه آسمون بخوای،هوا بشم

اگه که فکر میکنی خسته میشی

بیام و منم باهات خسته بشم

یا اگه فکر میکنی پشت دری

کلید هر چی در بسته بشم

اگه زنجیرم کنی،برده بشم

اگه آفتاب گونه های نازتو میسوزونه

میون آفتاب و تو پرده بشم

 غنچه قشنگ و مهربون من

شبهای ابری میام کنار تو

نمیخوام بارون خرابت بکنه

نمیخوام که خیس آبت بکنه

اگه تو بیابون و صحرا بری بازم میام کنار تو

نمیخوام گرما خرابت بکنه

بری و دوری سرابت بکنه

 یه بار دیگه بیا

دستاتو بده به من،بیا که باز پر بزنیم

به تموم آدمای خوب و بد سر بزنیم

خوبی رو یاد بگیریم از خوباشون

بدی رو جدا کنیم از بداشون

شایدم ما بد باشیم،کی میدونه؟

شایدم اونها آزادن،آسمون ما زندونه!!


 

نوشته شده توسط ساسان در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 ساعت 11:26 موضوع | لینک ثابت